۴.۲۱.۱۳۹۱

راه‌پیمایی اعتراضی به تیرباران یک زن در شمال کابل- بخدی و دویچه وله


بخدی :
صد ها زن به شمول سیما سمر، رییس کمیسیون مستقل حقوق بشر و فتانه گیلانی، رییس شبکه زنان افغانستان دراعتراض به افزایش خشونت های تازه علیه زنان و اعدام صحرایی یک زن در ولایت پروان از سوی طالبان، تظاهرات کردند.
معترضان، برای آن عده از خانم هایی که به صورت غیر اسلامی و انسانی کشته می شوند و یا بالای آنان ظلم صورت می گیرد، خواهان عدالت شدند.
چند روز پیش، طالبان یک زن را در منطقه غوربند ولایت پروان، به "جرم زنا" بی رحمانه کشتند که با واکنش جدی حامد کرزی، فعالان حقوق زن، جامعه مدنی و سران برخی از کشورهای خارجی روبرو شدند.
تظاهرکنندگان، با سردادن شعارهای" دیگرزنان نباید قربانی خشونت ها شوند" از افراد و گروه های که بالای زنان خشونت می کنند، خواستار پایان دادن به خشونت ها شدند.
داکتر سیما سمر، رییس کمیسیون مستقل حقوق بشر گفت:" هدف ما در راهپیمایی امروز، تعمیم حاکمیت قانون است؛ افراد و گروه هایی که اعمال غیر انسانی و اسلامی را انجام می دهند، باید بازداشت شده و به پنحه قانون سپرده شوند."
خانم سمر، از مردم خواست تا در مقابل اعمال غیر انسانی جنایتکاران، سکوت اختیار نکنند.
معترضان، می گویند که محاکمه صحرایی در اسلام جواز ندارد و آنان از علمای دین خواهان واکنش دراین مورد شدند.
به گفته تظاهرکنند گان، خشونت ها دربرابر زنان، درحال افزایش است و تا زمانی که عاملان آن به پنچه قانون سپرده نشود، خشونت ها هرگز کاهش پیدا نمی کند.
فعالان حقوق زن، گفته اند که در جریان سه سال گذشته، خشونت ها به شکل بی سابقه ای در برابر زنان افزایش یافته است.
این درحالیست که پیش ازاین نیز، صدیقه بلخی رییس کمیسیون زنان مشرانو جرگه، گفته بود که از آغاز سال روان تا ماه گذشته، 5 هزار مورد خشونت در برابر زنان، ثبت شده است.

دویچه وله :
ده ها تن از زنان و مردان افغان در اعتراض به تیرباران نجیبه که دو هفته پیش توسط طالبان در ولسوالی شینواری ولایت پروان صورت گرفته است، تظاهرات کردند. در این تظاهرات اعضای حدود 70 نهاد مدنی و حقوق بشر اشتراک داشتند.
این تظاهرات روز چهار شنبه (21 سرطان 1391) از رو به روی وزارت امور زنان آغاز شد و تا دفتر سازمان ملل متحد در کابل ادامه یافت.
اشتراک کنندگان این تظاهرات خواستار محاکمه عاملان قتل نجیبه شدند و علیه کسانی که بر زنان خشونت می کنند، شعار دادند: "مرگ بر کسانی می فرستیم که این عمل زشت را در مقابل خواهر ما در پروان انجام دادند". آنها شعار می دادند کسانی که این عمل را انجام دادند نه افغان اند و نه مسلمان.
نجیبه حدود دو هفته پیش در یک محکمه صحرایی و در حضور ده ها تن از ساکنان محل تیرباران شد. مقام های محلی گفتند که این زن توسط طالبان تیرباران شده است.
تظاهر کنندگان از حکومت افغانستان به خصوص مقام های محلی در پروان به خاطری که نتوانسته اند از این حادثه جلوگیری کنند به شدت انتقاد نمودند.
سیما سمر، رییس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان که در این تظاهرات شرکت کرده بود، از حکومت افغانستان خواست تا در برابر خشونت علیه زنان بی تفاوت ننشیند: "ما می خواهیم که حکومت به صورت جدی قضایای قتل زنان را پیگیری کند و مجرمین را به عدالت بکشاند. من فکر می کنم هم حکومت مقصر است چون نتوانسته امنیت را تامین کند و هم مردم مقصر اند به خاطری که کجاست حساسیت های اخلاقی مردم که در مقابل چنین یک عمل زشت اعتراض کنند و مخالفت کنند؟".
خانم سمر از شورای علمای افغانستان نیز خواست تا در برابر چنین اعمالی سکوت نکند: "شورای علما چرا ساکت است در این قضیه؟ چون این یک عمل غیرانسانی و غیراسلامی است، شورای علما نباید سکوت کند».
تظاهرکنندگان شعارهایی را حمل می کردند که در آن ها نوشته شده بود "صداهای خفه شده در گلو را بشنوید"‌و "محاکمه های صحرایی بس است".
پیام سحرگل
در این تظاهرات شماری از زنانی که قربانی خشونت شده اند، نیز حضور داشتند. سحر گل دختری که در کودکی به ازدواج مجبور شده و هشت ماه به شکل بی رحمانه ای مورد شکنجه قرار گرفته بود، نیز در این تظاهرات شرکت کرده بود.
سحرگل گفت در این تظاهرات شرکت کرده تا به حکومت افغانستان و جامعه جهانی بگوید که زنان افغان دیگر تحمل خشونت را ندارند: "من می خواهم زنان بیش از این مورد خشونت قرار نگیرند. من می خواهم حکومت حقوقم را از کسانی که بالای من ظلم کرده اند، بگیرد».
سحرگل حالا در یک خانه امن در کابل زندگی می کند و عاملان خشونت علیه او هنوز محاکمه نشده اند. هرچند که صحت این زن خشونت دیده ظاهرا خوب است، اما در پایان تظاهرات بر او ضعف آمد و توان راه رفتن را نداشت.
ممتاز، زنی که در ولایت قندوز مورد خشونت قرار گرفته و آثار خشونت در چهره اش نمایان است، از حکومت افغانستان خواست که عدالت را تامین کند و مانع خشونت علیه زنان شود: "من عدالت و امنیت می خواهم. می خواهم دیگر بالای زنان ظلم نشود". ممتاز می گوید زمانی وقتی به خواستگارانش جواب رد داده، آنها بر صورتش تیزاب پاشیده اند.
انتقاد از نهادهای عدلی و قضایی
اشتراک کنندگان این تظاهرات گفتند که نهادهای عدلی و قضایی به شدت ضعیف عمل می کنند. آن ها گفتند که دولت به قضاوت های غیررسمی و محلی پایان دهد و برای تطبیق قانون در سراسر افغانستان بکوشد.
صدیقه نوروزیان گفت زنان افغان از خشونتی که بر آنها روا داشته می شود، خسته شده اند: "متاسفانه نمی دانم در کجای اسلام آمده است که اگر کسی مرتکب فعلی به نام زنا می شود، زن سنگسار شود و کشته شود و مرد هرگز معلوم نباشد؛ شاهد اصلا معلوم نباشد؛ محکمه اصلا معلوم نباشد. در کجای افغانستان و در کجای دنیا چنین چیزی بوده است؟ ما واقعا خسته شده ایم".




بیانیه فعالان مدنی و روشنفکران ایرانی در حمایت از حقوق مهاجران افغانستانی

جرس: در پی برخورد های با مهاجرین افغانستانی مقیم ایران، دهها تن از فعالین مدنی، روشنفکران و روزنامه نگاران ایرانی داخل وخارج کشور، با صدور بیانیه ای خواستار احترام به حقوق اینمهاجرین و برخورد با عوامل بی احترامی به آنان شدند.


به گزارش جرس، در این بیانیه آمده است، "حفظ حقوق و امنیت مال و جان مهاجران افغان –حتی مهاجران غیرقانونی- در سراسر ایران برعهدهٔ دولت جمهوری اسلامی ایران است و ما موکدا ً از مقامات قضایی، انتظامی و دولتی می‌خواهیم که ضمن برخورد قاطع و قانونی با عوامل تعرض به شهروندان افغان در شهر یزد اجازه ندهند که دشمنان روابط خوب دو ملت ایران و افغانستان از این آب گل آلود ماهی بگیرند و با حیثیت و منافع ملت ایران بازی کنند."
متن بیانیه بیش از صد تن از فعالین مدنی و روشنفکران ایرانی در حمایت از حقوق مهاجران افغانستانی به شرح زیر است:

مدتی است که اخبار نگران کننده‌ای نسبت به نقض حقوق شهروندان افغان در ایران به گوش می‌رسد، اگر چه در برخی موارد بعضی رسانه‌ها و محافل خاص عمدا ً و به واسطهٔ نیات آشکار و پنهان سیاسی به انتشار جهت دار و جعلی اخباری در این مورد دست زده اند اما اصل نقض حقوق شهروندان و مهاجران افغان در ایران قابل کتمان نیست، چنانکه نقض حقوق شهروندان ایرانی نیز توسط حکومت ایران قابل چشم پوشی و کتمان نمی‌باشد و این دو مقوله را نباید و نمی‌توان جدای از هم دید. ضمن اینکه همهٔ ناظران منصف خصوصا در افغانستان می‌دانند و می‌پذیرند که ایرانیان به رغم تمام مصائب و مشکلاتی که طی دهه‌های اخیر خود به آن گرفتار بوده‌اند در مجموع برخوردی انسانی و قابل قبول با مهاجران و میهمانان عزیز افغان داشته‌اند.

ما و مردم افغانستان سوای اشترکات مختلف زبانی، فرهنگی و تاریخی دردهای مشترک فراوانی داریم که ما را به هم نزدیک‌تر می‌کند، به علاوه کارگران مهاجر افغان با وجدان و تعهد کاری خویش و به رغم همهٔ مشقت‌ها نقش مهمی در سازندگی میهن ما داشته‌اند و انداختن بار مشکلاتی نظیر بیکاری به گردن مهاجران افغان در حالیکه بخش مهمی از جمعیت بیکاران ایران را جوانان تحصیلکرده تشکیل می‌دهند معنایی جز فرافکنی ندارد.

به هر حال حفظ حقوق و امنیت مال و جان مهاجران افغان –حتی مهاجران غیرقانونی- در سراسر ایران برعهدهٔ دولت جمهوری اسلامی ایران است و ما موکدا ً از مقامات قضایی، انتظامی و دولتی می‌خواهیم که ضمن برخورد قاطع و قانونی با عوامل تعرض به شهروندان افغان در شهر یزد اجازه ندهند که دشمنان روابط خوب دو ملت ایران و افغانستان از این آب گل آلود ماهی بگیرند و با حیثیت و منافع ملت ایران بازی کنند.
مراد ثقفی/بیژن حکمت/ مرضیه وفامهر / عمار ملکی /تیرداد بنکدار/حمید مافی /مهدی حاجتی/حسین آذربایجانی/علی معینی/بهروز کاظمی/اشکان یزدچی/میثم رودکی/حورا سپهری/فراز زهتاب/احسان منصوری/مهسا وحدت/آدینه اسماعیلی /بهناز مهرانی/اکبر داستانپور/فروغ حقانی/محبوبه فیاض/محمد عسگری/شیوا نوجو/عماد هاشمی/راضیه(پری)نشاط/امیر رشیدی/علی فتوتی/علیرضا خادمی/آرمین طهماسبی/ساناز نیکپور/سید صالح خشوعی/محمد رحمانی نصر آبادی/بهنام صارمی/عبدالسلام سلیمی/امید پورمحمدعلی/مهدی نوذر/رضا مبین/رامین خرسندی/محمد امین شایگان نیا/سپیده پورآقایی/محمد الموتی/سعید دهقان/روشنک آسترکی/بابک فروتن/ رشید اسماعیلی /حسنا لگزیان/حسین پارسا/مرضیه پروانه/حمید حجازی/سید علی محمد قزوینی/ محمد حسین جعفری/اشکان پناهی/سعیده سهرابی/معصومه خرازی /بهروز جاوید تهرانی/سید جواد متولی/امین قلعه ای/حسین نقاشی/رهام افغانی خوراسگانی/احمد باطبی/آرزو علی بیک/بنفشه پورزند/سیروس زارع زاده/مهتاب صفویان/حجت مدیریان/کیوان فروزان/مهدی راستین/مریم اکبری/افسانه برزویی/محمد حسین جعفری/فرشته ناجی حبیب زاده/آیدا قجر/کامبیز غفوری /امیر حیدری/پارمیس فتحی/ونداد اولاد عظیمی/مزدک میردامادیان/امیر پرویز صحتی /کاوه شیرزاد/اکبر روحانی/پویا جهاندار/سمیه وکیلی/مهسا مساوات/گلنوش ذبیحی/شبنم فکر/مزدک نصیری/مرتضی کاظمیان/علی فتوتی /امیر رضایی/علی تارخ /مصطفی رحمانی/ روزبه روزبهانی/مینا صناعی مقدم/ مهرداد آذر/عباس محمودی/احمد آزاد/مژگان عطار/محمد صدیقی/بهزاد میرزایی/بابک منوچهری/احمد مرگان/شهلا باور/مژگان رأفت/حسن رنجبر/پروانه وحیدمنش/جعفر قدیم خانی/منصور وحدت/رامتین غفاری


۴.۱۹.۱۳۹۱

افزایش آمار خشونت ها در برابر زنان در بادغیس


افزایش آمارخشونت دربرابر زنان درولایت بادغیس، نگرانی جدی مسوولان محلی را برانگیخته است.
لت کوب، تجاوز جنسی، ازدواج اجباری، فرار ازمنزل و ربودن دختران جوان، ازعمده ترین خشونت هایی اند که زنان ولایت بادغیس با آن روبرو هستند.
مسوولان محلی دربادغیس می گویند؛ بیشتر خشونت ها دربرابر دختران جوان و زنان در بادغیس از سوی قوماندانان محلی وافراد مسلح صورت می گیرد.
بادغیس از ولایت های نسبتا نا امن کشور است که به گفته باشندگان آن، بسیاری از مشکلات زندگی مردم این ولایت، همچنان دست ناخورده باقی مانده است.
لت کوب، تجاوز جنسی، ازدواج اجباری، فرار ازمنزل و ربودن دختران جوان، ازعمده ترین خشونت هایی اند که زنان ولایت بادغیس با آن روبرو هستند.



به گفته باشندگان این ولایت، حکومت مرکزی در بسیاری از مناطق بادغیس، توجهی به مشکلات زندگی مردم نکرده و پروژه های بازسازی در این ولایت را عملی نمی کنند.
به گفته مسوولان اداره امور زنان بادغیس درسه ماه گذشته سال روان نزدیک به 20 مورد خشونت دربرابر زنان در اداره آنان به ثبت رسیده است.
مونسه قادری سرپرست ریاست امورزنان ولایت بدغیس به خبرگزاری بخدی گفت:" به تازگی یک دخترجوان پس ازاختطاف ازسوی پسر یک قوماندان مسلح، مورد تجاوزجنسی قرار گرفته است."
خانم قادری افزود که این دخترجوان، در حالی مورد تجاوز قرار گرفته است که با فرد دیگری نامزد بوده و پسر قوماندان محلی از او خواسته های نامشروع داشته است.
رییس امور زنان ولایت بادغیس گفت که دختر قربانی تجاوز جنسی هم اکنون در خانه امن وزارت امور زنان به سر می برد.
در بادغیس، تنها یک خانه امن وجود دارد که هم اکنون،15 دختر در آن نگهداری می شوند.
ازسوی دیگر، مسوولان اداره سارنوالی استیناف بادغیس از بازداشت لطیف خان یکی از قوماندانان مسلح در ولسوالی آب کمری این ولایت همراه با پسرش که متهم به تجاوز جنسی بالای یک دختر جوان است، و یک شریک جرمی اش خبر دادند.
به گفته این مسوولان تحقیقات از افراد بازداشت شده جریان دارد.
مسوولان در بادغیس، گسترده بودن میزان خشونت در برابر زنان و تجاوزات جنسی را در بادغیس تائید و از افزایش آن اظهار نگرانی کردند.
به گفته آنان، روزانه چندین مورد از رویدادهای خشونت در برابر زنان، در بخش های مختلف بادغیس به وقوع می پیوندد که بیشترشان، از سوی شورای محلی و نشست های قومی و با رد و بدل شدن مبالغ هنگفتی پول، انعکاس پیدا نمی کنند.
پا درمیانی مسوولان دولتی
مسوولان سارنوالی بادغیس، شماری ازمسوولان نهاد های دولتی درآن ولایت را متهم به فراهم ساختن زمینه فساد، قانون گریزی، و انواع سواستفاده ها از موقعیت ها شان می کنند.
آنان، ادعا دارند که برخی از این افراد، سعی دارند تا اداره سارنوالی را نزد مردم بی اعتبار ساخته و زمینه فرار از چنگال قانون و ارتکاب جرایم گسترده در بادغیس را فراهم کنند.
غوث محمد غوثی رئیس سارنوالی استیناف ولایت بادغیس به خبرگزاری بخدی گفت :" پا در میانی  و مداخله در امورکاری ارگان های عدلی وقضای دربادغیس، به شدت افزایش یافته وآنان از این ناحیه ابراز نگرانی می کنند."
او افزود:" هم اکنون، بیشتر موضوعات حقوقی و خشونت ها در شورا های محلی و جرگه های غیر قانونی فیصله می شوند که این روند، باعث بی اعتبار شدن سیستم قضایی خواهد شد."
مسوولان اداره سارنوالی بادغیس، خواهان توجه جدی در این زمینه و تقویت و حمایت این ادارات از سوی مقام های مرکز کشور شدند."
با این وجود، برخی از زنان دربادغیس در گفت و گو با خبرگزاری بخدی، وضعیت شان را نسبت به سال های گذشته نا مناسب تر خواندند.
به گفته آنان، تطبیق نشدن قانون، سواستفاده از پست های دولتی، وساطت افراد زورمند و کم بودن حضور زنان درادارت دولتی، باعث افزایش خشونت وعقب ماندگی زنان آن ولایت شده است.
این زنان، وجود سلاح نزد افراد غیرمسوول و زورگویی افراد مسلح در نقاط مختلف ولایت بادغیس را تهدیدی بزرگ در برابر قانون و استقرار ثبات و آرامش عنوان می کنند.
قدیر شاهین – هرات

فاجعه دیگر طالبان، اعدام یک زن

۴.۱۸.۱۳۹۱

ازدواج های قبل از وقت در جهان و افغانستان



دربرخی از مناطق افغانستان هنوز هم ازدواجهای اجباری در بین مردم این کشور رواج دارد . شخصی میگوید (با دختری که بیست و دوسال داشته ازدواج کرده وچند سال از ازدواج شان میگذرد که فعلا صاحب چند طفل نیز استند اما یک فرد بالایش ادعا کرده که خانمش اصلا بنام فرزند وی بوده ، ادعا کننده گفته ، این زن که فعلا در نکاح تو است ، هنگام طفولیت بنام پسر من بود و در آن زمان که دختر سه ساله بود خانواده من با خانواده خانم خودت نامزدی اطفال ما را انجام داده بودیم .
شخص در ادامه گفت فعلا من از ترس اینکه جانب مقابلم مردمان زور دار استند و در محل از نفوذ و رسوخ زیادی برخوردار اند نمیتوانم در خانه خود زنده گی کنم بنآ از محل اصلی زنده گی خود فرار کرده به کابل آمده ام تا اگر حکومت مرا از شر اونا خلاص کند )
شخص دیگر مشکلات متفاوتی از اثر ازدواج دخترش دارد وی میگوید (دختر سیزده ساله ام را به مردی دادم که چهل وپنج سال دارد ، مرد مرا دخترم را لت و کوب میکند زمانیکه من گفتم دختر را نزند  مرا نیز توهین کرده از خانه اش بیرون میسازد ، دخترک که یک طفل خورد سال است میگوید که شوهرم قبل از من عروسی دیگری کرده بود و اولاد های جوان دارد ، مرا لت و کوب میکنند ، توهین و تحقیر میکنند و تمام کارهای خانه را بالای من انجام میدادند و موقعیکه من از کار خانه فارغ میشدم ،بالای دستگاه قالین بافی مینشستم و این پروگرام دایمی زنده گی ام بود .
طفل موهای خود را نشان داده میگوید که ، موهایم را همرای قیچی قالین بافی بدلیل اینکه هر روز سرم را نشویم قیچی کردند .)
یکی از مدافعین حقوق بشر در دفتر ساحوی کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان میگوید ( ازدواج عقدیست که معاشرت زن و مرد را به منظور تشکیل خانواده مشروع میسازد ، متاسفانه در جامعه ما ازدواج انواع و اشکالی هم پیدا کرده که بگونه مثال میشود از  ازدواجهای قبل از وقت ،ازدواجهای اجباری ،از دواجهای میراثی ، ازدواجهای فضولی وغیره رانامبرد.)
وی در ادامه صحبت های خود میگوید (کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان از آغاز تاسیس خود تاامروز برنامه های زیاد تعلیمی و تربیتی را از راه های مختلف تهیه و برای مردم ارائه داشته تا خانواده ها به اضرار و عواقب نکاح های نامشروع و غیر قانونی پی برده زنده گی و سرنوشت فرزندان شانرا بد نسازند .

۴.۱۷.۱۳۹۱

ادامه قتل و خودکشی دختران جوان در غرب کشور


مقام ها در غرب کشور می گویند که در دو رویداد جداگانه دو دختر جوان در ولایت های هرات و غور کشته شده و یا خودکشی کرده اند.
به گفته مقام های امنیتی در ولایت هرات روز گذشته (جمعه) یک دختر جوان به ضرب مرمی تفنگ (امبرلیس) ازسوی برادرش کشته شده است.
گفته شده است؛ سیماگل دخترجوان و بیست ساله باشنده اصلی منطقه محل دشت ولسوالی گذره هرات بوده است .
عبدالروف احمدی سخنگوی پولیس ساحوی 606 انصار درغرب کشور به خبرگزاری بخدی گفت:" تاکنون انگیزه قتل سیماگل روشن نیست ونیروهای کشفی، تحقیقات شان را در این زمینه آغاز کرده اند."


به گفته احمدی، سیماگل درابتدا زخمی شد و در هنگام انتقال به شفاخانه جان خود را از دست داد.
آقای احمدی گفت که برادر این دختر، پس از فیر بالای خواهرش از محل متواری شده است.
خشونت های خانوادگی، ازچالشهای عمده ای است که در ولایت هرات آمار آن، همواره عامل نگرانی مسولان محلی و مردم بوده است.
با این وجود، استفاده از سلاح درحل منازعات خانوادگی مشکل دیگری است که در چند سال گذشته بارها اتفاق افتاده است.
در یک رویداد دیگردر ولایت غور یک دختر 14 ساله که متعلم صنف 11 مکتب بود به علت خشونت های خانوادگی خودش را حلقه آویز کرده است.
به گفته مقام های محلی در ولایت غور این دختر نوجوان بی بی گل نام داشت و باشنده ولسوالی دولت یار آن ولایت بوده است.
هرچند انگیزه این رویداد، به گونه روشن اعلان نشده است اما خشونت های خانوادگی عمده ترین دلیل اینگونه رویدادها عنوان می شود.
از آغاز سال جاری تاکنون بیش از30 مورد خودکشی جوانان دختر و پسر در ولایت های غربی کشورگزارش شده است.
پیشتر، مسوولان ریاست امور زنان ولایت فراه نیز از افزایش نگران کننده قتل وخودکشی دختران جوان درآن ولایت خبر داده بودند.
منبع: بخدی

۴.۱۴.۱۳۹۱

پدری در غزنی، سه عضو خانواده خود را کشت


مقام های محلی در ولایت غزنی می گویند که یک مرد در این ولایت، در جنایت بی سابقه، خانم و دو فرزندش را با ضربات چاقو به قتل رسانده است.
شکریه ولی رئیس امور زنان غزنی در نشست خبری با تایید این رویداد، گفت که قربانیان شامل یک خانم 30 ساله، پسری به نام حکیم هشت ساله و یک دختر 10 سال به نام ستاره هستند.
رئیس امور زنان ولایت غزنی گفت : "اجساد قربانیان، به شفاخانه ولایتی غزنی انتقال داده شده است."
او گفت که احتمال می رود شوهر این خانم در این قتل دست داشته باشد.
رییس امور زنان غزنی گفت: "سال گذشته مقتول (خانم) توسط شوهرش به شدت مورد لت وکوب قرار گرفت که باعث گرفتن طلاق از شوهرش شد."
او گفت که این خانم یک سال است که همراه 3 فرزند خود در ساحه موسوم  به پلان سوم شهرغزنی، به تنهایی زندگی می کرد
رییس امور زنان ولایت غزنی احتمال داد که شوهر این زن، شب هنگام وارد خانه شده و این خانم همراه دو فرزندش راسربریده است.
رئیس امور زنان ولایت غزنی گفت: "شوهر این زن معتاد است و سال گذشته هم چندین بار خانم خود را مورد لت وکوب قرار داده بود."
درهمین حال، باز محمد همت رئیس شفاخانه ملکی ولایت غزنی در نشست خبری گفت که صبح امروز، جنازه ها به شفاخانه ولایتی غزنی انتقال داده شده است.
آقای همت می گوید که قاتل به صورت فجیع و وحشت ناک خانم و کودکانش را با ضربات چاقو کشته است که اجساد قربانیان در شفاخانه نگهداری می شود تا قضایای بعدی آن مورد بررسی قرار گیرد.
پیشتر سارنوال محمد حسین آمر امنیت ولایت غزنی به خبر گزاری بخدی گفت که پدر خانواده که متهم به قتل است؛ متواری شده است و پولیس تلاش می کند تا او را دستگیر کند.

۴.۱۲.۱۳۹۱

خانه های امن و معذرت خواهی وزیر عدلیه


این نخستین تجاوز جنسی کبیر رنجبر نیست!

نویسنده   ثریا بها

من به عنوان یک فمینیست از بدبختی زنی سخن می گویم: در سالهای ١٣۴٧و ١٣۴٨ کبیر رنجبر که به عنوان اسیستانت در دانشکدۀ حقوق وعلوم سیاسی اجرای وظیفه می کرد، در این سالها استاد میر اکبر خیبر اعلامیۀ کمیسیون تفتیش حزب پرچم را مبنی بر اینکه کبیر رنجبر به عنوان یک متجاوز جنسی و یک شهوت ران بیمار از حزب پرچم اخراج گردیده است، به تمام حوزه ها و انجمن های سازمان زنان ابلاغ کرد تا دختران حزبی در دام وی گیرنیفتند.
 داستان تجاوز کبیر رنجبر بر دختر بینوایی به نام فخریه بس غم انگیز است، فخریه که پدر و مادرش را در کودکی از دست داده بود، در خانۀ خواهرش زندگی می کرد و شوهر خواهرش همان آذر، خیاط مشهور بود.
فخریۀ که رفیق سازمانی و دوست شخصی جمیله پلوشه و نفیسۀ شیردل بود، هنگام آزمون از کبیر رنجبر کمک می خواهد، کبیر برایش می گوید: «فخریه اگر جانم را بخواهی برایت فدا می کنم و باز تو رفیق سازمانی من هستی». فخریه که سالها ازمحبت پدر و مادر محروم و دختر بسیار مظلوم و بی آلایشی بود به سخنان کبیر باور می کند و به خانه اش در ( شش درک ) کابل می رود. کبیر که در خانه تنها و خانواده اش به لغمان رفته بودند، نخست با ابراز عشق آتشین می خواهد از فخریه سوء استفادۀ جنسی کند، اما فخریه مقاومت می کند ومی گوید: باید از وی خواستگاری کند، اما موج شهوت کبیر را مجال نمی دهد و با فرومایه گی بر فخریۀ بینوا تجاوز جنسی می نماید، فخریه زار زار می گرید که زندگی اش برباد شد. کبیر می گوید: «من با تو عروسی می کنم». دختر بینوا را که یک هفته در خانه اش نگه داشته بود، رها می کند. چند روزی سپری می شود، اما کبیر خود را پنهان و از ازدواج با وی طفره می رود ومی گوید: تو خودت با پای خود به خانۀ من آمدی، من کاندید بورس شوروی هستم و ازدواج کردنی هم نیستم . فخریه اشک می ریزد، استغاثه می کند، مویه کنان نزد اناهیتا می رود. جنایت کبیر به کمیسیون تفتیش حزب واگذار و به امر استاد میر اکبر خیبر از حزب اخراج و پس از چندی روانۀ شوروی می شود و آنجا عضویت ( کی جی بی ) می گیرد و سپس برادر دیگرش(بصیر رنجبر) نیز به اوکرایین می رود و جاسوس دم و دستگاه کا جی بی می شود. برمبنای اسناد واسیلی متروخین (صمد ازهر )برادر بزرگ شان که متهم به قتل میوندال است نیز از زمان حکومت ظاهرشاه ایجنت کا جی بی و مسئول شبکۀ ( اشعه) بود به نام مستعار فتح.
پس از یازدۀ سپتمبرکبیر رنجبر برنامه ریزی شده از روسیه به کابل بر می گردد و وارد پارلمان می شود. در شکست سال پیش با سلطان زوی تظاهرات راه می اندازد و از سوی سلیمان لایق وارد حلقۀ فاشیستی ارگ می شود. با آنکه همه دانند که فخریه یگانه قربانی تجاوز جنسی این بیمار نبوده و ده ها دختر را در روسیه و کابل و زنان دهقانش را در لغمان فریفته است، اما چند ماه پیش در پروگرام تلویزیونی آریانا( نوبت شما) درمورد همسر کمونیست روسی خود با دیده درایی می گوید:« همسرم از مسلمانان قفقاز است». پس از افتضاح اختطاف و تجاوز اخیرش، امروز درسایت (بی بی سی) خواندم که کبیر رنجبر خواهان مداخلۀ حامد کرزی برای اعادۀ حیثیت خود شده و گفته است که با آن دختر ازدواج کرده و فرزندی از وی دارد و سپس جدا شده است. اما آقا رنجبر نگفت که با وصف داشتن همسر روسی چگونه توانست با دختری که مورد اختطاف و تجاوز وی قرار گرفته بود ازدواج نماید و فردا جدا شود؟ سپاس بیکران از علم ( دی ان ای ) که دست کم این جنایتکار را ناگزیر کرد تا از فرزندی که ثمرۀ تجاوز وی است انکار کرده نتواند، اما می تواند برای اعادۀ حیثیت پوشالی خود از تیم حاکم کمک بگیرد و آنرا یک توطیۀ سیاسی دشمنان بنامد!؟
آقای اکادمیسین رنجبر امیدوار است که کرزی و تیم حاکم با انتحاری نوازی و تجاوز جنسی نوازی خویش وی را( اعادۀ حیثیت ! ؟) خواهند کرد و به جرم وی دختر قربانی شده را راهی زندان زنان! 
به این می گویند جنایت نوازی و جنایت پروری تیم حاکم!

ممنوعیت فروش مواد غذایی به مهاجران غیرقانونی در ایران


برخی رسانه‌های ایران از ممنوعیت فروش مواد غذایی و ارائه خدمات حمل و نقل به اتباع غیرمجاز خارجی در ولایت فارس خبر داد‌ه‌اند. کاردار افغانستان در ایران به دلیل «فضاسازی رسانه‌های افغانی» به وزارت خارجه ایران احضار شده است.
سایت «کلمه» در گزارشی به نقل از روزنامه "عصر مردم"، چاپ شیراز، از محدودیت‌های تازه‌ای خبر داده است که به زودی علیه مهاجران غیرقانونی در ایران اعمال خواهند شد. در این گزارش آمده که مسوولان دولتی در برخی ولایت ها، خدمات دهندگان حمل و نقل، فروشندگان مواد غذایی، نانوایی‌ها و تاکسی‌ها را موظف کرده‌اند به اتباع خارجی غیرمجاز سرویس ندهند و برای تشخیص غیرمجاز بودن آنها، کارت اقامت‌شان را طلب کنند.
این گزارش با استناد به شواهد موجود در ولایت فارس تهیه شده است. مسوولان دولتی این ولایت فروش کالا و مواد غذایی و ارائه خدمات عمومی و صحی به اتباع خارجی غیرمجاز را ممنوع کرده و هشدار داده‌اند که با افراد خاطی به شدت برخورد می‌کنند.
اداره کل امور اتباع و مهاجران خارجی ولایت فارس در این مورد با مجمع امور صنفی، دانشگاه علوم پزشکی، سازمان صنعت، معدن و تجارت، نیروی انتظامی و مراجع قضایی ولایت هماهنگی‌های لازم را کرده است.
غلامرضا غلامی، مدیرکل اداره یاد شده دلیل این تصمیم را «آغاز فصل تابستان و منطقی بودن نگرانی کارشناسان بهداشت دانشگاه علوم پزشکی از شیوع بیماری‌های مسری به واسطه اتباع خارجی غیر مجاز» ذکر کرده که به علت ورود غیرقانونی «هیچ کدام از مراحل قرنطینه را هنگام ورود به کشور طی نکرده‌اند.»
غلامی همچنین از اصناف و مردم فارس خواسته که هنگام فروش کالا و ارائه خدمات به اتباع خارجی از آنها کارت اقامت بخواهند. وی گفته است که اولویت با سوپرمارکت‌ها، نانوایی‌ها و مکان‌هایی است که به رعایت بیشتر بهداشت فردی و اجتماعی نیاز دارند و کارفرمایان و صاحبان حرفه و مشاغل در ولایت فارس، برای دور ماندن از عواقب قانونی این طرح کافی است قبل از ارائه خدمات، از هویت اتباع بیگانه با رویت کارت و مجوز اقامت قانونی آنها اطمینان یابند.
به تاکید غلامی هر یک از شهروندان ایرانی نیز برای اطمینان از ناقل (بیماری) نبودن اتباع خارجی در اماکن عمومی در بس ها یا صف نانوایی‌ها می‌توانند مشخصات هویتی آنها را مطالبه و رویت کنند.
دو هفته پیش نیز مدیرکل اتباع و مهاجران خارجی ولایت خوزستان از ممنوعیت حمل و نقل و جابجایی اتباع خارجی غیرمجاز و مجازات رانندگان و شرکت‌های مسافربری خاطی سخن گفته بود. حسین دهدشتی به خبرگزاری ایسنا گفته بود که این مجازات در مرحله اول توقیف موتر و معرفی راننده متخلف است.
افغان‌ها بیشترین تعداد اتباع خارجی در ایران را تشکیل می‌دهند. هرچند  دست کم ۱۰۰ هزار مهاجر عراقی در این کشور به سر می‌برند اما به نظر می‌رسد که محدودیت های اخیر عمدتا متوجه افغان ها باشد.
آمار دقیقی از تعداد مهاجران افغانی در ایران وجود ندارد اما گفته می‌شود که حدود سه میلیون مهاجر "مجاز" و "غیرمجاز" افغانی در این کشور زندگی می‌کنند. مقام‌های ایرانی می‌گویند تنها یک سوم این مهاجران شناسایی شده و مدرک اقامت دارند.
چندی پیش نیز خبرگزاری مهر فهرستی از شهرها و ولایت هایی را منتشر کرد که مهاجران افغان حق سکونت در آنها را ندارند. این ولایت ها شامل تهران، اصفهان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، مشهد، مازندران، کرمان، فارس، خراسان، سمنان، قم، قزوین، خوزستان، زنجان، ایلام، البرز، گیلان و لرستان هستند.
به گفته مدیرکل امور اتباع و مهاجرین خارجی وزارت داخله ایران، سه ولایت تهران، خراسان و اصفهان میزبان بیشترین تعداد مهاجران افغان هستند.
 اتباع غیرایرانی در ایران با تبعیض تحصیلی نیز رو به رو هستند. وزارت علوم ایران صرف نظر از آن دسته مهاجران "غیرمجاز" که امکان ثبت نام در مکتب های ابتدایی را هم ندارند، پذیرش این گروه در رشته‌هایی چون فیزیک اتومی، مهندسی هسته‌ای، مهندسی فناوری اطلاعات‌، مهندسی هوافضا و مهندسی کیمیا در امتحان سراسری سال ۱۳۹۱ را ممنوع اعلام کرده است.
موضع‌گیری مقام های دولت ایران در قبال مهاجران افغان بدون واکنش نمانده است. بسیاری شهروندان ایرانی به دستورالعمل‌هایی چون ممنوعیت حضور افغان‌ها در مراسم نوروز در اصفهان اعتراض کرده و آن را "افغان ستیزی" خوانده‌اند. این تصمیم ها در رسانه‌های افغانستان و محافل افغان‌های مقیم اروپا و امریکا نیز مورد نقد قرار گرفته‌اند.
هم‌زمان با اعلام محدودیت‌های تازه برای "اتباع خارجی غیرمجاز" در ایران، خبرگزاری «مهر» از احضار کاردار سفارت افغانستان به وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران نوشته است. دلیل این احضار «فضاسازی منفی برخی رسانه‌های افغانستان در مورد نحوه برخورد ایران با اتباع غیرمجاز افغانی و قتل یک دختر جوان توسط یکی از افغان ها در ولایت یزد» عنوان شده است.
منبع : دویچه وله