مقامات پولیس در ولایت هرات مي گويند یک مردچهل ساله را به اتهام تجاوز و اختطاف سه طفل خیابانی در این ولایت/ استان هرات بازداشت کردند.
نورخان نیکزاد سخنگوی پولیس هرات می گوید: فرد بازداشت شده که باشنده محل شوره خانه شهر هرات می باشد ۹ روز قبل سه طفل خیابانی که مشغول جمع اوری اشغال بودند را به بهانه دادن کار اختطاف کرده بود.
وی افزود: بررسی ها نشان می دهد که مرد در بازداشت هر روزه بر این اطفال تجاوز میکرده است که وی به جرم خود مبنی بر تجاوز و اختطاف اعتراف کرده است.
يك كودك اختطاف شده از چنگ ربايندگان آزاد شده و دو كودك هنوز نا معلوم اند.
مقامات پولیس در حالی از تجاوز به سه طفل در هرات سخن می گویند که روز یک شنبه از روز جهانی حقوق بشر در این ولایت تجلیل شد.
عبدالقادر رحيمي ريس دفتر ساحوي كميسيون مستقل حقوق بشر هرات در مصاحبه خود با رسانه ها از نيروهاي بين المللي در هرات انتقاد شديد نموده گفت: متاسفانه نيروهاي بين المللي ياري امنيت نيز دچار نقض مداوم حقوق بشري شده اند و به همين لحاظ شكاف مبارزات عليه نقض حقوق بشر در هرات بيشتر شده نهادهاي هاي حقوق بشري در واقع زير سوال رفته اند.
طی سال جاری بیش از ده مورد تجاوز جنسی بالای دختران و پسران خورد سال در هرات به ثبت رسیده است.
۹.۲۳.۱۳۸۸
تجاوز به سه كودك اختطاف شده در هرات
۹.۲۱.۱۳۸۸
حالا زمستان است وهوا بس ناجوانمردانه سرد!
اینجا درکشوریونان بسیاری ازکودکان بی سرپناه که ازصحنه داغ و وحشتناک جنگ فرار کرده اند، درخیابانها وپارک ها میخوابند. هرروزکه هوا بیشترسرد میشود زندگی آنها با خطر جدی تری مواجه میگردد. شب ها وقتی ازخیابانهای نزدیک پارک آتیکی درمرکزشهرآتن پایتخت یونان بگذری شیون های دردناکی را میشنوی؛ اینها صدای کودکان آواره افغانیست صدای انسانهای که نمیتواند صحبت کنند واگرصحبت کنند، بازهم هیچ کسی قادر به ترجمه ی آن نیست.این ها ازکشوری می آیند که تضاد، درگیری و بی نظمی درآن سابقه ی طولانی دارد، تضادهای که بیش ازدوملیون کودک دراثرآن جان باخته ، نزدیک به پنج ملیون دیگربرای همیشه معیوب شده، ده ملیون کودک ازنگاه روانی آسیب جدی دیده، یک ملیون کودک یتیم شده وبیش از 12 ملیون بی خانمان گردیده اند.
به راستی این قشرازجامعه انسانی که چقدر مظلوم وبی صدایند. همه میدانیم که درسومالیا، افغانستان، اریتره، عراق ودیگرکشورهای درگیرجنگ چی میگذرد. متاسفانه درهمه جا کودکان بیشترین قربانیان صحنه های جنگ را تشکیل میدهند. این گل های مقدس که انتظار وامید جامعه انسانی نیزهست بسیار به بی رحمی زیرلگدها پرپرمیشوند. ولی اینجا اروپااست، جایی که درآن حقوق کودکان تاسنین 18 سالگی تضمین گردیده است وهرقسم بی توجهی درمورد اطفال نظربه قوانین این سرزمین جرم محسوب می شود، قواعد وقوانین که صریحا برای حفظ حقوق بشر تصویب گردیده ولازم الاجرا خوانده شده است.
درحال حاضر حدود 60 خانواده افغانستانی درشهرآتن درخیابانها می خوابند که بیشترین آنها؛ پارک athiki وحفره های نزدیک استیشن قطار را برای خویش انتخاب کرده اند. کودکان این خانواده ها واقعن نیازبه مراقبت جدی دارند، این کودکان بی سرپناه روزها درخیابانها میگردند وبازیروروکردن زباله ها، میوه ها وسبزیجات خراب شده را جمع آوری نموده وازآن به عنوان غذا استفاده میکنند. علی کودک نه ساله افغانی یکی از کودکان پارک نشین درآتن است. او میگوید من وبرادرکوچکم که فقط هفت سال دارد، پدرومادرم ؛ مدت ده ماه است که درپارکها وخیابانها میخوابیم. وقتی به اینجا رسیدیم فکرمیکردم تمام بدبختی هایی را که درافغانستان داشتیم تمام خواهد شد ولی حالامیبینم که مشکلات تازه شروع شده، علی وبرادرش بوتلهای شیشه ای بیر را جمع آوری نموده وآنها میفروشند تا نان بخرند. روزهای خوب برای این کودک آواره سه شنبه ها است؛ زیرا دراین روزوقتی بازار روز جمع میشود؛ او مثل ده ها کودک دیگرمیوه های خراب شده وسبزیجات را ازلای زباله ها جمع آوری نموده وبا کوله بار پر به پارک میگردد.
ملالی خانم 36 ساله افغانی که باسه فرزندش مدت یک سال است درخیابانهای آتن زندگی میکند میگوید دیگردوست نداریم باخبرنگاران صحبت کنیم زیرا همه روزه ده ها خبرنگار ازکشورهای مختلف اروپایی به اینجا می آیند خبرتهیه میکنند ومیروند ولی این خبرها هیچ دردی را دوا نکرده است. او میگوید تنها درخیابان خوابیدن همه ی مشکلات نیست بلکه حملات مکرر گروپ های فاشیستی وضد مهاجروضرب وشتم مهاجرین درپارکها وسرکها بیشتربرای ما درد آوراست . ازسوی دیگر پلیس درحالی که این صحنه ها را میبیند هیچ توجهی به آن نمیکند. این وضعیت تنها مربوط به مهاجرین افغانستانی نیست. درکشوریونان مهاجرین درکل وضعیت مشابه دارند. وقتی به قصه های این آواره گان گوش دهی درحقیقت کشور یونان جهنمی است برای انسانهای که ازکشورهای سومالیایی، اریتره، عراق، ایران وافغانستان می آیند. این آواره گان حتا برای تداوی خویش به بیمارستانها مراجعه نمیتوانند زیرا هرمهاجری که ازطرف پلیس انگشت نگاری نشده باشد به مراکزصحی پذیرفته نمیشود. ازسوی دیگر اگرآنها خودرا برای انگشت نگاری به پلیس معرفی نمایند؛ به آنها ترک خاک داده میشود وآن وقت باید حد اکثرظرف یکماه خاک یونان را ترک نمایند ودرغیرآنصورت، شش ماه زندان ومبلغ 3 هزار یورو جریمه درانتظارشان خواهد بود. این ها همه واقعیت هایست که بطورصریح حقوق بشر وحقوق مهاجرین را نظربه کنوانسیون هاومعاهدات بین المللی نقض میکند. برای خروج هم راهی نیست زیرا مرزها به شدت کنترل میشود. درتابستان سال جاری وقتی برای تهیه گزارش ازوضعیت مهاجرین به یونان رفته بودم ده ها زن همراه باکودکان شان دربازداشت گاه ها وزندان های یونان بسرمیبردند که جرم همه ی آنها داشتن مدارک جعلی وتلاش برای خارج شدن ازیونان ذکرشده بود.
خانم ماریانی سخنگوی موسسه KINISI که درشهرپاترا به آواره گان کمک میکند، میگوید که هرروز این وضعیت دراماتیک ترمیشود زیرا همه کشورهای اروپایی، سازمان ملل، UNHCR همه وهمه چشم ها وگوشهای شانرا بسته اند. بیایید به اطفال خویش نگاه کنید وآنگاه حدس بزنید کودکانی که دراین شب های سرد درخیابانها میخوابند چی وضعی خواهند داشت؟ ما امید وارهستیم اینبار سازمانهای مدافع حقوق بشربراین مسئله توجه نموده ونگذارند حداقل این کودکان که هرکدام امید فردای جامعه انسانی هستند چنین بی رحمانه پرپرشوند. گزارش ها ومقالات زیادی دراین باره نشرشده است اما خیلی توجه کمی به آن صورت گرفته است. این واقعن برای آنانی که خودرا مدافع حقوق بشرمیدانند، شرم آوراست . ما باورداریم که امکانات زیادی وجود دارد تانیروهای انسان دوست وعدالت خواه باهم یکی شوند ونگذارند این همه جلوی چشم های مان صورت گیرد. اگرچنین وضعیت را قبول کنیم مانیزشریک جرم هستیم. بیایید باهم این سکوت انسان خوار را بشکنیم.۹.۱۸.۱۳۸۸
بصيرها زير شكنجه ميميرند.
نزديك ميشوم تا بدانم حقيقت چيست؟
مردي فرياد ميزند در اين كشور عدالت نيست ! ما در گرو امنيت و عدالت به مرگ كشانيده ميشويم.
ميپرسم چي شده؟
يكي جسد فردي را به من نشان ميدهد وديگري فرياد ميزند : ، بصير تروريست نيست، بصيركسي است كه براي اين خاك كار ميكرد و سر باز اردوي ملي بود. كارد و اسناد هاي ثبوتي وي را به من نشان ميدهد، راستي كه سرباز برحال اردوي ملي هست.
تكان ميخورم . به خود رجوع ميكنم: من هم براي اين سر زمين كار ميكنم. سپس ازخود ميپرسم اين من نيستم كه كشته شده ام؟!
او ادامه ميدهد: بصيرپيره داردروازه ي مهمان خانه ي ملل متحد بود. پس ار حمله يي كه به آنجا شد اورادستگير كردند. امنيت ملي شاكي بود كه وي در حمله دست داشته است. آنها بعد ازين حادثه پدرو برادراو را نيز بازداشت كردند كه هنوز هم در زندانند.من چند بار به امنيت ملي سرزدم كه از بصير حد اقل احوال داشته باشم ، روزهاي روز دهن در امنيت ملي انتظار كشيدم.آخر نميدانستم كه درين كشور امنيت ملي زندانيان را سر بام نگه ميدارد كه آنها بتوانند خود را پايين بيندازند!آيا هيچ كسي حق دارد بدون اينكه جرم كسي ثابت شود او را بكشد؟
بشير ادامه ميدهد:ديروز قبل از ظهر رفتم تا سراغ پسر عمويم را بگيرم ،امنيت ملي به من گفت ما با شما تماس ميگيريم براي ديدن بصير!
منتظر بودم كه زنگ امنيت ملي آمد ، بدون تعلل گفتند كه بصير خودش را از بالاي ديوار پايين انداخته و مرده است.
تكان خوردم ، هي پاهايم ميلرزيد ، به اين فكربودم و هستم كه چرا بصير خودش را كشت؟ باز ميپرسم چرا ديوار؟!
آيا زندانيان امنيت ملي بعد از بازداشت سر ديوار زنداني ميشوند كه هركدام خود را پايين انداخته تا بميرند؟
بدون شك ، اينكار نشده چون كسي كه از ديوار بيافتد دست و پايش ميشكند و يا خون ريزي مغزي ميكند.
بصير از سر ديوار نيافتاده دليل مرگ او ضربات بوكس پنجه به فرقش و چاقو به كمر و رانش ميباشد.
مردم محل و همسايگانش جسد اورا از پغمان امروز به كميسيون مستقل حقوق بشر آورده بودند و از كميسيون مستقل حقوق بشر خواستند تا عاملان شكنجه و قتل را به دادگاه بكشاند.
من از ديدن آنهمه آدم كه بخاطر عدالت به كميسيون آمده بودند ترسيده بودم و كسي كه كشته شده بود هم من بودم ، وقتي نام من بصير است و كسي كه كشته شده است هم بصير! به اين نتيجه ميرسم كه همه آدمهاي كه در زندان ها در دوره هاي تاريخي پيش از امروز به جرم من بودن شكنجه شده و ميمرده اند هم چون من و اين بصير بوده اند. خوب بياد دارم آن زماني كه نزد طالبان گروگان بودم و هر لحظه انتظار مرگم را ميكشيدم. هر لحظه اي كه برايم مرگ بود.
مايلم تا هركجايي ميروند همراهشان باشم .تا پارلمان ، رياست جمهوري ، وزارت عدليه يا هركجاي ديگري. ميخواهم بخاطر كشتن بصيرها اعتراض كنم تا ديگر هركه خواست انساني را بكشد بدون اينكه دادگاهي محكوم كرده باشد اينكار را نتواند. اما نميدانم آنچه را اينان ادعا ميكنند حقيقت است يا نه؟ ولي يك چيز را خوب ميدانم :من هم بصيرم ! انسانم.
۹.۱۰.۱۳۸۸
نگرانی سازمان ملل از 'وضعیت بد زنان' در افغانستان
بخش حقوق بشر نمایندگی سازمان ملل در افغانستان از وضعیت بد حقوق بشر، به ویژه خشونت علیه زنان در این کشور، ابراز نگرانی کرده است.
نورا نیلاند، رئیس بخش حقوق بشر سازمان ملل در افغانستان در یک نشست خبری در کابل گفت که خشونت علیه زنان در جامعه افغان "ریشه عمیق" دارد.
او افزود بر اساس گزارشی که بخش حقوق بشر سازمان ملل تهیه کرده است، دولت افغانستان در بسیاری موارد خشونت با زنان را نادیده می گیرد.
خانم نیلاند از دولت افغانستان و نهادهای مدافع حقوق بشر در این کشور خواست که برای کاهش میزان خشونت علیه زنان تلاش بیشتری به خرج دهند.
رئیس بخش حقوق بشر سازمان ملل در افغانستان از دولت این کشور همچنین خواست که مجازات عاملان خشونت با زنان را در قانون جزا (کیفری) این کشور بیشتر مشخص کند و در مورد اجرای آن هم توجه داشته باشد.
به گفته او، در قانون جزای کنونی افغانستان که در سال ۱۹۷۶ تصویب شده، تجاوز جنسی به زنان به عنوان جرم شناخته نشده است. او از دولت افغانستان خواست که مواد مربوط به خشونت علیه زنان را در این قانون مشخص تر سازد.
رئیس بخش حقوق بشر سازمان ملل در افغانستان گفت: "تجاوز جنسی در افغانستان به دلائل مختلف یک مسئله است و این مشکل در این کشور در سطح بالایی قرار دارد. شماری از قربانیان امکانات به محاکمه کشاندن مجرمان را ندارند."
خانم نیلاند همچنین گفت که براساس بررسی تازه ای که بخش حقوق بشر سازمان ملل در افغانستان انجام داده، تجاوز جنسی و بدرفتاری جنسی در این کشور از موارد "نگران کننده" است.
به گفته او، ترس و آن چه در جامعه افغانی شرم خوانده می شود، باعث شده که قربانیان خشونت جنسی به نهادهای مجری قانون مراجعه نکنند و همچنین عاملان این گونه خشونت هم بیشتر تشویق شوند.
این گزارش در حالی منتشر می شود که اخیراً وزیر صحت افغانستان اعلام کرد که موارد خودسوزی عمدی زنان در این کشور در سال جاری خورشیدی به مرز صد رسیده است.
امین فاطمی خشونت با زنان و افسردگی آنها را از عوامل عمده خودسوزی این زنان دانست.
پیشتر از این مسئولان بیمارستان ویژه سوختگی در شهر هرات، در غرب افغانستان از افزایش ۱۰ درصدی خودسوزی در هرات خبر داده بودند.
همچنین مسئولان کمیسیون حقوق بشر افغانستان گفته اند که این کمیسیون ۷۱۰ مورد خشونت علیه زنان را در سال جاری خورشیدی ثبت کرده است.
اگر چه ظرف هشت اخیر وضعیت زنان در افغانستان تا حدود زیادی بهبود یافته، اما به نظر می رسد که هنوز هم بهبود وضعیت زنان در این کشور نیازمند کارهای بیشتری است.
"صد" زن افغان در سال جاری خود سوزی کرده 
وزارت صحت (بهداشت) افغانستان در آستانه روز جهانی محو خشونت با زنان، از ۱۰۰ حادثه خودسوزی عمدی در سال جاری خورشیدی خبر داده است.
امین فاطمی، وزیر صحت افغانستان در یک نشست خبری گفت که ۶۴ مورد از این خودسوزی ها در شهر هرات و ۱۷ مورد در شهر کابل، و بقیه موارد در دیگر مناطق افغانستان به ثبت رسده است.
پیش از این مقامات محلی در هرات از افزایش ۱۰در صد موارد خودسوزی در میان زنان در هرات خبر داده بودند.
آقای فاطمی بیشتر موارد این خودسوزی ها را ناشی از خشونت و افسردگی زنان دانست. به گفته آقای فاطمی، 60 تا 68 درصد زنان افغان دچار افسردگی و مشکلات روانی هستند.
ازوداج های اجباری و قبل از موقع، خشونت فیزیکی و دعوا های خانوادگی، از عمده ترین مشکلاتی است که زنان و دختران در افغانستان با آن مواجه هستند.
آقای فاطمی همچنین گفت که ۱۳ درصد از یک میلیون و 500 هزار معتاد به مواد مخدر در افغانستان را زنان تشکیل می دهند که به گفته او، این موضوع هم تا حد زیادی زمینه های افسردگی را برای زنان فراهم کرده است.
امین فاطمی گفت وزارت صحت با همکاری وزارت امور زنان و چند نهاد دیگر قانونی را برای کاهش خشونت علیه زنان در افغانستان تدوین کرده است.
او افزود که این قانون زمانی که اعضای شورای ملی در تعطیلات تابستانی بودند، از سوی رئیس جمهوری تائید و امضا شده، اما باید به تصویب شورای ملی هم برسد.
به گفته آقای فاطمی، در این قانون برای مردانی که دست به خشونت علیه زنان می زنند یا مانع کار و فعالیت های زنان می شوند، تا شش ماه زندان پیشبینی شده است.
این در حالی است که مسئولان کمیسیون حقوق بشر افغانستان گفته است که در سال جاری خورشیدی ۷۱۰ مورد ضرب وشتم زنان توسط مردان به ثبت رسیده است.برخی کارشناسان مسائل اجتماعی در افغانستان می گویند فقر، بی کاری، سطح پایین آگاهی، از عوامل اصلی خشونت در میان خانواده ها شمرده می شود.
به گفته آنها، شمار قابل ملاحظه ای از زنان قربانی خشونت در افغانستان یا به مواد مخدر پناه می برند و یا هم در مواردی دست به خودسوزی می زنند.
منبع : دوگزارش "بي بي سي"
۸.۳۰.۱۳۸۸
من هم بشرم !
بعد از ظهر یک روز پاییزی بود و هوا نه چندان گرم، دو نگهبان در کنار در ورودی حقوق بشر مشغول صحبت بودند و در مقابل آن ها چند فروشنده چرتی که در پناه آفتاب نیم جان خزیده بودند. بر سرعت قدم هایمان افزودیم تا زودتر به دفتر برسیم. چند قدم بیشتر نرفته بودیم که نگاهم به مردی افتاد با لباس های مندرس خاکی، پیشانی شکسته و چشم هایی که قطرات اشک به آهستگی از آن سرازیر بود، به زحمت عصای فلزی اش را بر زمین می گذاشت و تن خسته و رنجورش را در پی آن می کشید، بی اختیار پولی از جیبم بیرون کشیدم و در دستش قرار دادم، چیزی نگفت و چشمانش را بر زمین دوخت؛ اما دلش تاب نیاورد و با صدای لرزانی خواست تا غرورش را نجات دهد. به آهستگی گفت: "مریضم" دقیق تر به چهره اش دیدم، پرسیدم پیشانی ات چه شده؟ انگار سنگ صبوری گیر آورده باشد، اشک هایش را با دست پاک کرد و گفت آمده بودم حقوق بشر از وضع زندگی و بیماری ام گفتم ولی گفتند برو این مسأله به ما مربوط نمی شود، گفتم داکترها در بگرام گفته اند اگر خارج بروی خوب می شوی؛ گفتم اگر خوب شوم کار میکنم، خانه و شش فرزند کوچکم را سرپرستی می کنم، نمی گذارم بچه هایم بی سواد بمانند، نمی گذارم دست گدایی از خانه ام به سوی هر کس و هر جایی دراز شود؛ اما گفتند ما هیچ کاری برایتان نمی توانیم، برو هلال احمر وظیفه آنهاست، گفتم رفته ام نه یک بار که بارها؛ ولی گفتند برو وظیفه ما نیست. کارمند حقوق بشر حرفم را قطع کرد و گفت ما هم کارهای دیگری انجام می دهیم، وظیفه ما هم نیست. وقتی بیرون آمدم، چیزهای زیادی در سرم می پیچید، یک لحظه پیش چشمم تاریک شد و بر زمین افتادم.
دلم برایش سوخت، گفتم خوب حالا چه کار میکنی؟ با این وضعیت که نمی توانی کاری کنی!گفت به خدا می توانم اگر حالم خوب باشد؛ اما حالا نه. بیکارم و با این وضع هفته ای 1500 افغانی پول می دهم تا رفتن به بگرام برای تداوی و پس آمدن، خرج خانه وقرض داری هم هر روز سنگین تر می شود، به هر جایی رفتم تا به دادم برسند. پیش مراجع مذهبی رفتم؛ اما هیچ کدامشان مرا نپذیرفتند. روزی نزد آیت الله محسنی رفتم گفتم شاید مرهمی برای دردهایم شود، بعد از روزها عجز و درماندگی اجازه حضور یافتم؛ حتا حرف هایم را تا آخر نشنید، با گفته هایش مرا آتش زد، گفت من خودم قرض دارم برو که مسلمین و مسلمات کمکت کنند و مرا به دست فردی به نام بصیر سپرد. او هم با یقین خاصی به من گفت؛ شما ها عادتان شده که گدایی کنید؛ گفتم به خدا مریضم، فقط کمک کنید تداوی شوم، آن وقت خودم کار میکنم؛ اگر من بمیرم هیچ فکرش را کرده اید که بر سر زن و شش فرزندم چه خواهد آمد؛ اسناد پزشکی ام را دید و با تمسخر گفت: اگر بیست هزار افغانی بدهی نصف افغانستان را به نامت می کنند. " شما ها عادتان شده که یک شکمبه گاومیش را به دو صد افغانی بخرید، به خودتان بسته کنید و بوی گند بگیرید، بعد بیایید پیش حاج آقا که ما مریضیم". از شنیدن این سخنان آن قدر شرمیدم که گپ در دهانم خشکید. روز دیگری دفتر آقای محقق رفتم، گفتند از طریق صلیب سرخ برای معالجه شما اقدام می کنیم، خیلی خوشحال شده بودم، گفتم بالاخره مشکلم حل می شود؛ اما وقتی دفعات بعد رفتم دیگر از این حرف ها خبری نبود و هر بار با دادن مقداری پول می خواستند وعده هایشان را فراموش کنم. جای دیگری رفتم، گفتند این جا، جای سیاست نه توزیع خیرات؛ هر بار وقتی مجبور می شوم دستم را به امید امدادی جایی دراز کنم، با خودم می گویم کاش زمین همین لحظه ترک بر دارد و من در آن فرو روم، ولی وقتی به یاد بچه ها و خانواده ام می افتم می ترسم؛ بعد با خود می گویم چه کار کنم، وقتی صلیب سرخ و هلال احمر می گویند برو مشکلت به ما مربوط نمی شود، وقتی کمیسیون حقوق بشر صدایم را در گلو خفه می کند، وقتی رهبر دینی می گوید برو و وقتی که هیچ کسی برایم دل نمی سوزاند، باید هیمن گونه بسازم و بسوزم.
در دلم گفتم راست می گویند: این رهبران مذهبی و سیاسی، آخر اگر پول هایشان را صرف این آدم های بیچاره کنند، پس چطور در برابر هم جبهه گیری کنند؛ این آدم ها فقط وقتی به درد می خورند که بتوان روی خونشان زینه ای زد.
فقیر علی با وجود بیماری ای که مانند خوره به جانش افتاده به هر جایی که می توانسته سر زده؛ اما دریغ از یک گوش شنوا.نمی دانم شاید واقعا به هلال احمر ما ربطی ندارد که افغانی بین مرگ و زندگی دست و پا می زند، شاید به دولت ما ربطی ندارد که خانواده افغانی نان خوردن ندارند که فرزندان کوچکشان عقده نداشتن های زیادی را در خود می گیرند و...
این تنها فقیرعلی نیست که سهم تلخی از زندگی را به میراث برده، در هر کوچه و پس کوچه افغانستان، صدها نفر مانند او و یا اسف بار تر از او زندگی می کنند. در خانه های گلی خرابه و یا در زیر چادرها با شکم های گرسنه روزگار می گذرانند و هر سال بر تعدادشان بیشتر افزوده می شود؛ اما از این وضع هیچ عرق شرمی بر جبین دولتمردان و مسوولین دولتی افغان نمی نشیند و هیچ کسی پاسخگوی این وضعیت رقت بار نیست.
۸.۲۹.۱۳۸۸
حقوق بشري كودكان افغان
افغانستان ميثاق بين المللي حقوق كودكان را در سال 1373 امضا و تصويب كرده است اما با تصويب اين ميثاق هنوز هم چالش هاي فراراه دولت افغانستان و نهاد هاي مدافع حقوق بشري در كشور وجود دارد و تعداد زيادي از كودكان افغان را مرگ ، معيوبيت و خشونت هاي متعدد جسمي و روحي تهديد ميكند.
كميسيون مستقل حقوق بشر افغانستان در اعلاميه كه منتشر كرده است نگراني خود را در مورد وضعيت رقت بار و ناخوشايند حقوق بشري كودكان افغان اعلام داشت.
در اعلاميه آمده است ، خشونت هاي فزيكي و رواني از جمله تحقير و سرزنش ،عدم توجه به كودكان ، سوي استفاده جنسي ،قاچاق ، تحميل كارهاي اجباري و شاقه، ازدواج هاي اجباري قبل از وقت و خشونت بر مبناي جنسيت را ميتوان نام برد كه بر كودكان افغان واداشته شده است.
بر اساس گزارش هاي كميسيون مستقل حقوق بشر افغانستان 38 فيصد كودكان به انجام كار هاي خارج از توان شان گماشته شده، 31 فيصد به خدمات صحي دسترسي ندارند ، 26 فيصد از كسب تعليم و تربيه محروم اند ، 48 فيصد ازدواج ها پايانتر از سن 16 سال صورت گرفته است.
اما 60 واقعه اختطاف كودكان ، 37 واقعه تجاوز جنسي بر كودكان جهانيان را تكان داده و مسوول صندوق وجهي ملل متهد براي كودكان ابراز نگراني كرد و دولت كرزاي را مسوول امنيت و سلا مت كودكان دانست.
از كرزاي خواسته شد تا عملي شدن ميثاق بين المللي حقوق كودكان را در الويت فعاليت هاي خويش قرار دهد.
۸.۲۵.۱۳۸۸
بازداشتگاههای آمریکا در افغانستان 'نیاز به بازنگری دارد'
سه سازمان دفاع از حقوق بشر، از دولت آمریکا خواسته که بازداشتگاه های خود را در افغانستان در مطابقت با قوانین بین المللی اصلاح کند.
در اعلامیه ای که از سوی دیده بان حقوق بشر، سازمان عفو بین الملل و گروه اول حقوق بشر منتشر شده آمده که سیاست آمریکا در مورد بازداشتگاه هایش در افغانستان نیاز به بازنگری دارد.
این اعلامیه در حالی منتشر می شود که نظامیان آمریکایی در افغانستان، به خبرنگاران اجازه داده اند تا از یک بازداشتگاه تازه تاسیس اما خالی از زندانی، در ولایت پروان در شمال کابل دیدن کنند.
نظامیان آمریکایی می گویند، حدود هفت صد نفر در پایگاه اصلی نیروهای آمریکایی در بگرام، در شمال کابل زندانی هستند.
برخی از حقوق دانها می گویند از لحاظ قانونی هیچ کشور دیگری نمی تواند در افغانستان که یک کشور مسقل است زندان داشته باشد و افردی را در آن نگهداری کند.
اما آمریکایی ها استدلال می کنند کسانی که در زندان بگرام زندانی هستند در جنگ علیه تروریسم بازداشت شده اند و زندانیان عادی نیستند.
اعلامیه سه سازمان جهانی حقوق بشری از این مسئله انتقاد کرده که ایالات متحده آمریکا در قبال زندانیان در داخل افغانستان، از قوانین داخلی این کشور پیروی نمی کند.
این اعلامیه تاکید دارد که آمریکا برای احترام گذاشتن به قانونمداری در افغانستان، باید بازداشتگاه های خود را براساس قوانین این کشور و معیارهای بین المللی اصلاح کند.
سازمانهای حقوق بشری همچنین از دولت آمریکا مصرانه درخواست کرده اند که برای شفافیت در زندانهای خود، باید به کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان اجازه بدهد تا از زندانیان بازدید کند.
با توجه به مشکلاتی که سیستم کنونی قضایی افغانستان دارد، آمریکا و دولت افغانستان باید فورا راه حل دراز مدتی را ایجاد کنند که براساس آن پرونده های (زندانیان) در دادگاهی با حاکمیت قانون بررسی شود، و درصورتیکه جرم آنها ثابت نمی شود، از زندان آزاد شوند
اعلامیه
اداره بین المللی صلیب سرخ از بازداشتگاه های آمریکا در افغانستان دیدن می کند، اما دریافت های آن محرمانه باقی می ماند.
ریچل رید، یک پژوهشگر دیده بان حقوق بشر برای افغانستان می گوید: "رئیس جمهور اوباما بعضی تدابیر را برای اصلاح در هم ریختگی های که اداره بوش ایجاد کرده بود، اتخاذ کرده است."
اما او می گوید: "اگر آمریکا بازداشتگاه های خود را اصلاح کند، در زمینه احترام به حاکمیت قانون، اعتبار بیشتری خواهد یافت."
این اعلامیه همچنین تاکید کرده که آمریکا باید به زندانیان خود در افغانستان اجازه دسترسی به دادگاه را فراهم کند.

زندانيان عراقي در ابوغوريب " بازداشتگاه هاي امريكاه در عراق"
۸.۱۷.۱۳۸۸
طالبان یک خبرنگار نارویژی را اختطاف کردند

کاى آيدي و حضور جنگ سالاران در حكومت كرزي

کاى آيدي بتاريخ ١٤ عقرب در يک کنفرانس خبرى ، گفت : " اگر اين اصلاحات صورت نگيرد يک تاثير منفى را بر کمک هاى جامعه جهانى خواهد گذاشت ."
ايدي ، گفت که اين يک هوشداريست که بعد از صحبت هاى زياد با نماينده هاى کشورهاى کمک کننده و کليدى گرفته شده است وبا حامد کرزى نيز شريک شده است .
به گفته موصوف ، وى به کرزى در مورد بعضى افراد، اظهار ناخشنودى نمود ه است .
اين در حاليست كه معاونين آقاي كرزاي كساني اند كه گفته ميشه ناقضان حقوق بشر اند و عملا بخش از جنگ سالاران به حساب ميآ يند
هشدار :كاي آيدي " از کسانى که من عدم خوشنودى ام را اعلام کرده بودم، آنها بايد در برنامه اصلاحات بپيوندند و اگر از اصلاحات حمايت نکنن؛ يک اشاره خطر است."
نامبرده تاکيد نمود که حکومت آينده افغانستان، بايد براى از بين بردن فساد ادارى ، اصلاحات اساسى در قضاء ، از بين بردن فرهنگ معافيت و توانمند ساختن حکومت آينده افغانستان ، تلاش نمايد.
در حمله که بتاريخ ٥ ماه جارى توسط طالبان در مربوطات حوزه دهم شهر کابل صورت گرفته بود ، در آن ٥ کارمند خارجى کشته و ٩ تن ديگر زخمى گرديد ه بودند .
بعد ازين حمله سازمان ملل متحد به اخراج و جابجايي كارمندان اش اقدام نموده است.

خشونت عليه زنان در نيمروز افغانستان
مسوولين رياست امور زنان ولايت نيمروز، از خشونت هايى در سال جارى خبر داده اند که در سال گذشته به وقوع نپيوسته بود.
آمنه حکيمى سرپرست رياست امور زنان نيمروز به آژانس خبرى پژواک گفت، اين خشونتها شامل ١٧ مورد بوده که از آغاز سال جارى تا حال عليه زنان نزد آنها ثبت شده است.
وى ميگويد که خشونتها شامل ٤ خودسوزى،٣ فرار از منزل، ٢ تجاوز جنسى،١ قتل و بقيه طلاق و ساير خشونت ها بوده اند.
به گفتۀ خانم حکيمى در طول امسال٢٢ مورد لت و کوب زنان نيز توسط شوهران صورت گرفته، در حالى که در تمام سال گذشته تنها ٢٢ مورد لت و کوب زنان را ثبت داشتند و قضاياى خودسوزى، تجاوز وقتل را ثبت نداشتند.
حبيبه يکتن از داکتران بخش جراحى شفاخانۀ ولايتى نيمروز ميگويد، چهار زنى که خود سوزى نموده بودند؛ پايينتر از ٣٠ سال داشتند و در طول سالجارى در شفاخانه تداوى گرديده اند.
به گفتۀ وى، ٣٠ تا ٥٠ درصد وجود آنها سوخته بود و بعد از معالجه مرخص شده اند.
داکتر حبيبه گفت که از اين جمله، شوهران٣ زن ، خانم ديگر گرفته و زن چهارمى مورد بد رفتارى و لت و کوب شوهر قرار ميگرفت؛ از همين جهت مجبور شدند که بر خود تيل پاشيده و خودسوزى کنند.
شيما محمدى مسوول حقوق رياست امور زنان نيمروز ميگويد، اکثر زنانى که دست به خودسوزى ميزنند؛ مهاجرين برگشت کننده از ايران اند.
او عوامل عمدۀ خشونتها را فقر، بيکارى و عدم آگاهى از حقوق زن و شوهر دانسته، گفت که ٤٠٠ زن در شهر زرنج دست به گدايى زده وشمارى از آنها به مواد مخدر معتاد اند.
محمدى اظهار ميدارد که راه حل خشونتها ، کاريابى براى مردان و زنان است و به جزء از کميتۀ امداد امام خمينى که در هر سه ماه يکبار يکهزار بيوه زن راکمک غذايى ميکند، تا حال موسسه و نهاد ديگرى به زنان مساعدت نکرده اند.
قتل يک خانم ، چهار روز قبل در منطقۀ پلان پنجم شهر زرنج( مرکز نيمروز) شامل خشونتهاى ثبت شده در رياست زنان است.
سمونوال عبدالله آمر جنايى قوماندانى امنيۀ نيمروز ميگويد که خانم توسط شوهرش بنام نور محمد خفه شده و شوهر به ايران فرار کرده است.
عصمت الله همسايۀ مقتول ، ميگويد که هشت سال از ازدواج زن و شوهر ميگذشت و آنها دو طفل داشتند.
وى مى افزايد که زن ٢٥ سال و شوهر ٣٠ سال داشت ؛ اما شوهر سه ماه قبل يک خانم ديگر نيز گرفته بود و بعد از قتل با خانم دومش فرار نموده است.
مسوولين امور زنان ميگويند که به جزء از تجاوز جنسى بر دو دختر در ولسوالى کنگ، بقيۀ خشونت ها در مرکز نيمروز صورت گرفته اند.
ميرالله ريگى څارنوال محکمۀ ابتدائيه نيمروز ميگويد که زهراى ده ساله و عايشۀ يازده ساله توسط دو جوان در اواسط ماه اسد سال جارى مورد تجاوز جنسى قرار گرفتند.
به گفتۀ وى، محکمۀ علنى نيمروز، اين دوجوان (عبدالحميد و عبدالعلى ) را به تاريخ ٢٠ ميزان به جُرم تجاوز بر دو دختر محکوم به ١٥ سال حبس نمود.
څارنوال ميگويد که آثار و علايم ، فشار فزيکى و معاينات طبى ، تجاوز بر دو دختر را ثابت ميسازد.
زهرا که با خواهرش درمحکمه حاضر بود، ادعا نمود که اين دو جوان، سوار بر موتر سايکل آمده و او و خواهرش را که مصروف گرفتن آب بودند، نخست لت و کوب کرده و بعداً مورد تجاوز جنسى قرار دادند.
څارنوال ميگويد که غلام سخى پدر زهرا و عايشه ملازم مکتب بود و به علت فقر و تنگدستى رمۀ يکى از افراد محل را به مُزد گرفته و دختران خود را موظف به چراندن آن ساخته بود.
قرار ادعاى څارنوال، هر دو جوان به جُرم خود اعتراف کرده اند.اما مجرمين که در محکمه حاضر بودند؛ ادعا مينمودند که دست به تجاوز نزده و به اثر لت و کوب پوليس ، مجبور شده اند که به نا حق عملى را که مرتکب نشده اند، بر خود قبول کنند.
اما نجيب الله نمايندۀ بخش جنايى قوماندانى امنيۀ نيمروز هرگونه لت و کوب اين دو جوان را رد کرد.
نجيبه مسوول آگاهى عامۀ رياست امور زنان نيمروز ميگويد که ماه يکبار، زنان و مردان را در قريه هاى اطراف مرکز نيمروز آگاهى ميدهند تا از حقوق همديگر آگاه شده و دست به خشونت نزنند.
اما او مى افزايد که به علت مشکلات امنيتى و مواصلاتى به ولسوالى ها رفته نمى توانند و بودجۀ هم ندارند که برنامه هاى آگاهى عامه را در ديگر جا ها به راه بيندازند.
او نيز يکى از راه هاى کاهش و محو خشونت را زمينۀ اشتغال براى زنان و مردان و آگاهى عامه عنوان ميکند.
کميسيون مستقل حقوق بشر افغانستان، امسال رقم مشخصى از خشونت عليه زنان را نشر نکرده؛ اما بر اساس ارقام کميسيون درسال ١٣٨٧، رقم خشونت برزنان و دختران درسطح کشور ، بيش از ٢٠٠٠ مورد ثبت شده بود که از جمله ٧٧ قضيه آنرا تجاوز جنسى تشکيل ميداد.
آژانس خبرى پژواک،١٤ عقرب ١٣٨٨
احمد شاه صابر




.jpg)

